تبليغاتX
دل عاشق

دل عاشق

نیما خوب شده به افتخارش...

سلام بچه ها

از همتون ممنونم که برای نیما دعا کردین

الان نیما ۲ روز هست که بهوش اومده

الان نیما یک وبلاگ جدید درست کرده چون نیما می گفت که این وبلاگ براش بد شانسی

اورده برای همون به من گفت که بیام و توی این وبلاگ بنویسم که هر کی دوست داره

به اون وبلاگ نیما سر بزنه www.lovelorn-702.blogfa.com

فعلا" بای

www.lovelorn-702.blogfa.com   این آدرس وبلاگ جدید نیما

+ نوشته شده در  سه شنبه 13 دی1384ساعت 2:33 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

آخرین آپ...

سلام

نمی دونم چی بگم

نمی دونم چی بنویسم

فقط آرزو می کنم خدا به بابا و مامان نیما صبر بده

شاید دیگه این آخرین باری باشه که وبلاگ نیما up می شه

اگه کسی با من کار داشت به  آی دی نیما یا به همون ID: namoos_khahar برام off بزاره

شایدهم برای همیشه خدانگهدار

+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 دی1384ساعت 5:12 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

خبري از نيما

سلام بچه ها

من ديشب به موبايل باباي نيما زنگ زدم٬ بعد باباي نيما گفت كه هنوز تو كما هستش و هنوز كه هنوزه به هوش نيومده.

فقط یک مشکل اینجا وجود داره که کی می خواد به خواهر نیما اطلاع بده اگه خواهرش بفهمه غوغا به پا می شه هر  کی میدونه که باید چیجوری به خواهر نیما خبر بدیم لطفا"حتما"در قسمت نظرات به من بگه.

بابای نیما به من گفت که به دوستای نیما بگم که تورو خدا نیاین مشهد در بیمارستان چون داخل بخش مراقبتهای ویژه راشون نمیدن ومجبورا" پشت در بایستن.مرسی از همه دوستای وفادار نیما.

بچه ها من خيلي مي ترسم تورو خدا براش دعا كنين.

از الهه خانم و همچنين دوست خوبشون پريسا خانم كه به الهه خانم خبر سكته نيمارو دادن ممنونم و الهه خانم باور كنين اين حرفي كه زدم هيچ دروغ نبود.من هم خيلي متاءسفم.

از نيما يادتون نره مي تونين براي سلامتي نيما فقط يك صلوات بفرستين.
 
هر چي خدا بخواد.شايد خدا گفته نيما بايد جوان مرگ بشه
 
هر كي بازم اطلاعات مي خواست با همون IDقبل ميتونه تماس بگيره.
 
                                                      ID:namoos_khahar
 
تا خبرهاي بعدي درباره نيما خدانگهدارتان.
+ نوشته شده در  سه شنبه 6 دی1384ساعت 8:45 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

نیما در 2 قدمي مرگ

توجه!                                                        توجه!

سلام بچه ها

من يكي از دوستاي صميمي نيما هستم

با عرض تاءسف مطلبي رو مي خواستم بگم

شايد ديگه نيمارو نبينين

من دیروز ظهر(یک شنبه ۴/۱۰/۱۳۸۴) ساعت ۲:۱۵ با نيما  توی خیابون بودم كه داشت با من صحبت مي كردكه يك دفعه ديدم نيما جلو خودم افتاد و بیهوش شدو من هم سريع نيما رو بردم بيمارستان ولي متاسفانه نيما سكته كرده بود ودكتر ها هم جوابش كردن و الان هم نیما توی کما هستش.راستی نیمارو ساعت ۵:۲۰ بردن مشهد.

 براي همون چون من پسورد وبلاگ نيمارو داشتم گفتم بيام و به همه دوستان نيما خبر بدم.

بچه ها جون هر كي دوست دارين براش دعا كنين نيما داره مي ميره

ما داريم يكي از بهترين دوستامونو از دست مي ديم

هر كي ميخواست بيشتر اطلاعات بگيره با اين ID  تماس بگيره:

                            ID: namoos_khahar

بازم مي گم براش دعا كنين و

هركي هم الهه خانومو ميبينه و مي شناسه حتما" بهش خبر

بده و بگه ديگه خيالش راحت باشه ديگه نيما در خونشون نمياد

 

 

من بازم هم براتون مي گم كه از نيما خبري هست يا نه؟

به خدا راست بود و نیما هم الان توی کما هستش و تا حالا ۲ بار قلب نیما ایستاده و با شک دوباره به کار افتاده و دکترا گفتن اگه دوباره قلب نیما وایسته دیگه به کار انداختنش کار خیلی مشکلی هستش 

تا بعد خدانگهدار

                                                                            

+ نوشته شده در  دوشنبه 5 دی1384ساعت 10:15 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

میلاد حضرت مسیح(ع) مبارک...

                                        
  
 
سلام بچه ها
مرسی از همتون که به من لطف دارین و همیشه نظر میدین                                   
میلاد حضرت مسیح(ع) به همتون مبارک           
------------------------------------------------------------------------------
                 
 
 
          خدایا تو درد همه عاشقان را می دانی
 
          پس همه را به مراد دلشان برسان
 
 
 
(الهه دوست دارم)
 
+ نوشته شده در  شنبه 3 دی1384ساعت 12:34 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

اگر می دونستی...

هرشب ستـــــاره دنباله داری به خانــــــــــــه ات می فرستـــــــــم.

هر روز. شبـــــــــــدر چهـــــــــــاربرگی در کفشهــــایت می گــذارم.

هــــــــــــر لحظه برایت دعــــــــــــــا می کنم ای هستــــی من

-------------------------------------------------------------------------

اگر میدونستی چقدر دوستت دارم٫ هیچگاه برای آمدنت بارن را

بهانه نمی کردی٫ ای رنگین کمان من

(الهه دوست دارم)

+ نوشته شده در  پنجشنبه 1 دی1384ساعت 10:5 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

شب چله

احساس می کنم در کنار تو به ساحل خوشبختی می رسم.وقتی سر بر شانه های مهربانت می گذارم

سکوت و آرامش آنها به دل زخمی و سوزانم آرامش می دهد و هنگامی که دستان پر عطوفت تو دستان

لاغرم را به گرمی می فشارند،شاهد جاری شدن عشق .... این مقدس ترین موهبت الهی در رگهایم

می شوم.حالا با شوق تمام،چشمانم را که از شوق کودکانه می درخشد،به چشمان دلنواز و مهربانت

می دوزم.حالا می توانم رقص عشق را ببینم. دوستت دارم الهه.

 

سلام بچه ها

میبینم همه امشب می خواین هندونه بخورین

راستی وقتی هندونه می خوردین جای ما هم خالی کنین

امیدوارم امشب بهتون خیلی خیلی خوش بگزره

الهه جون برای من هندونه نگه داری هاکه من دارم میام

(الهه دوست دارم)

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 آذر1384ساعت 8:58 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

شرمنده...

                                                         

سلام به همه دوستای عزیزم

شرمنده از همه بچه ها که نتونستن آهنگو دانلود کنند

این دفعه حتما" دانلود میشه

بازم تقدیم به الهه جونم 

اینم یه آهنگ زیبا واسه عاشقا حتما دانلود کن

حالا من

مرسی از همتون که نظر دادین

قربون  همتون بشم

حق نگهدار همتون

+ نوشته شده در  سه شنبه 29 آذر1384ساعت 8:15 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

یک آهنگ باحال

سلام بچه ها

امروز یک آهنگ گذاشتم  برای دانلودکه من خیلی با این آهنگ حال می کنم.

هر وقت که دلتون  گرفته بود این آهنگو بزارین و حال کنین.

 حتما" دانلود کنین که خیلی باحاله.

این آهنگ هدیه میکنم به الهه جونم(الهی من فدات بشم)

 قربون همتون بشم نظر یادتون نره

                                                          

حالا من

+ نوشته شده در  شنبه 26 آذر1384ساعت 9:47 قبل از ظهر  توسط نیما  | 



در ساحل جدايي مرا بخوان به هامون
نگو بريدن از هم تقدير ما چونـــين بود
موج مسافري تو من خستــــــه زمينم
كوهــــــــي شكستـــــــــــــــه در پيش
اي يـــــــــار من همينــــــــــــــــــــــــــم
من يك عبور دلگير سكــوت خيس بندر
يك قايق شكسته بي بادبــــــان و لنگر
مثل نسيـــــم و رويا مسافري هميشه
من بغض  غروبم كه مونده روي شيشه
سفر به خير مســــافر سفر بخير بهارم
اي كه بدون يادت من قلب شـــوره زارم
مرا بخوان به هامـــــــون براي آخرين بار
تو اي مسافر شب اي از ترانه سرشار
 با صداي سبزت از عشق مي نوشتم
اما زمستون نشست تو باغ سرنوشتم
من يك غروب دلگير سكوت خيس بندر
يك قايق شكسته بي بادبان و لنــــــگر
مثل نسيم و رويا مسافري هميشـــــه
من بغض غروبم كه مونده روي شيشه
سفر به خير مسافر سفر بخير بهـــارم
اي كه بدون يادت من قلــب شوره زارم

+ نوشته شده در  جمعه 25 آذر1384ساعت 7:17 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

لبتاب مجانی

هرکی یه نوت بوک میخواهد اینجا رو با دقت بخواند.با عضو شدن در سایت زیرودعوت به عضو شدن 18 نفردیگریه نوت بوک برنده میشین اگر دوست و آشنا زیاد داشته باشین بیشتر از یکی. دو روز طول نمی کشد امتحانش مجانی .(وقت را از دست ندهید) تو یه وبلاگ خوندم نوت بوک به دستشون رسیده!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

 

 

                             نوت بوک مجانی...

وقتی وارد صفحه شدین بر روی register nowکلیک کنید وبعد مشخصات را پرکنیدوبعدبه سایت باز گردین ودرقسمتlog in username    password راپر کنید ودربخش refralsلینکی برای شما است که شما با آن لینک باید دیگران را دعوت کنید .در ضمن در بخش offerباید یکی را انجام بدین. شما برای جذب زیر مجموعه میتوانید لینک عضویت این سایت را در نظرات این بخش بگذارید تا دوستانتان  از این طریق زیرمجموعه شما شوند.

2
اگه  لب تاب مجانی میخوای تا آخرش بخون

 

لب تاپ رایگان شرکت ایسر

از دیگران عقب نمانید !

نوت بوکهای رایگان شرکت aser

باور نکردنیه ولی شما هم می توانید با چند کلیک ساده صاحب یکی از نوت بوکهای این شرکت شوید

مشخصات نوت بوك یا همون لب تاپ:

TravelMate® 2700 features Microsoft® Windows® XP Professional (SP2)*** Intel® Pentium® 4 Processor 2.80GHz (512KB L2 cache, 533MHz FSB)*** 512MB (256/256) DDR333 SDRAM***40GB hard drive*** integrated CD-RW/DVD-ROM combo drive*** 15.4" WXGA (1280 x 800) TFT display*** ATI® MOBILITY™ RADEON™ 9000 graphics*** 802.11g WLAN,

10/100 LAN, V.92 modem

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=389686

 

با مراجعه به سایت شرکت ایسر از طریق لینک بالا و ثبت نام در ان شما یک نوت بوک خواهید داشت

اموزش ثبت نام به طور کامل تا زمان دریافت نوت بوک:

-ابتدا وارد سایت زیر شوید :

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=389686

بعد از کامل باز شدن صفحه بر روی Rejister now! کلیک کنید

در فر می که باز میشود اطلاعات خود را طبق راهنمای تکمیل فرم که در انتهای مطالب همین وبلاگ است کامل وارد کنید

سپس بر روی Join now کلیک کنید

در بین هریک از مراحل اگر دو لینک نشان داده شد برای هر کدام که No tanks دارد کلیک کنید

-حالا صفحه ای وجود دارد که شما باید User name و Password که در فرم ثبت کردید را وارد کنید و بر روی Log in کلیک کنید

-الان صفحه کاربری شما باز شده است شما برا ی دریافت نوت بوک تنها سه مرحله دیگر را باید بگذرانید:

1-روی Offer در بالای صفحه کلیک کنید و در صفحه ای که باز می شود تنها یکی از تبلیغاتی که به شما نشان داده می شود را انتخاب و بر روی ان یکبار کلیک کنید و صبر کنید تا ان صفحه به طور کامل باز شود این مرحله تمام شد و سایت تبلیغاتی را ببندید

2-این بار از منوهای بالای صفحه بر روی Referrals کلیک کنید در این صفحه شما یک لینک قرمز می بینید که همان لینک عضویت شماست و شما باید ان را برای 18 نفر بفرستید یعنی به واسطه این لینک باید 18 نفر به عضویت سایت در بیاببند و فقط با عضویت این 18 نفر (لا زم نیست که هر کدام از انها هم 18 نفر عضو داشته باشند و ان به خودشان ربط دارد) که تعداد انها هم در همین صفحه مشخص می شود این مر حله به پایان می رسد

3-بعد از طی مراحل یک و دو شما از منوی Order نوت بوک خود را انتخاب و سفارش می دهید و شرکت هم طبق زمانی که اعلام می کند نوت بوک را به ادرس شما ارسال می دارد

 

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=389686

 

 

تذکرات :

-سعی نکنید چند بار ثبت نام کنید چون سیستم هوشمند بوده و مشخصات را باطل می کند

-برا ی ثبت نام باید حداقل 18 سال داشته باشید یعنی 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام یکی از اعضای خانواده تان که 18 سال به بالا می باشد ثبت نام کنید

-دقت کنید برای دریافت نوت بوکها لازم نیست که هر کدام از اعضای زیر مجموعه شما 18 نفر زیر مجموعه داشته باشند. گرفتن یا نگرفتن عضو برای افراد زیر مجموعه شما فقط به عهده ی خودشان است و برای شما هیچ تفاوتی نمی کند

راهنمای تکمیل فرم:

1- نام 2- نام خانوادگی

3- اولین ادرس 4- دومین ادرس : در صورت وجود ادرس را وارد نمایید

****ادرس را به صورت فینگلیش بنویسید مانند : mahalleye bandenavaz - meydane azadi - khiyabane azadi - koocheye bro biya - plake 10*****

5- شهر 6- استان 7- کد پستی محل اقامت 8- کشور=ایران

8- تاریخ تولد به میلادی((برا ی ثبت نام باید حداقل 18 سال داشته باشید یعنی 1986 به قبل اگر سن شما کمتر از 18 سال است به نام یکی از اعضای خانواده تان که 18 سال به بالا می باشد ثبت نام کنید))

******اگر تاریخ میلادی تولد را نمی دانید سن را از 2006 کم کرده انوقت سال به دست می اید ، ماه و روز هم مهم نیست و هر چه دلتان خواست انتخاب کنید******

9- تلفن تماس : تلفن شما+کد شهر+کد کشور=98

مانند : 1234567-21-۹۸

http://notebook.GustoNetwork.com/index.php?mid=389686

بچه ها من تا ها خودم یکی گرفتم حتما" امتحان کنین ضرر که نمیکنین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 24 آذر1384ساعت 9:13 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

باورم شدکه فراموشم کردی

تو کــــــــــه رفتی و منو تنهــــــــا گذاشتی

منو بـــــــــا خاطــــــــراتت جا گذاشتــــی

باورم کن كه ای همــــــــــه باور مــــــــن

توی این شبـــــــــــای غربـــــــــت یاور من

منو بشناس فصــــــــــــــل پاییزم همیشه

مثل یک قطره ی کوچیــــــــک روی شیشه

کوچــــــــــه های بی نشون توی خیابـــــون

علفـــــــــــــای خشـــــــک و زرد توی بیابون

نشون از عشــــــــــــق من و تو میـــده انگار

دل بی همت ما شــــــــــــده گرفتـــــــــــــار

تو که خواستــــــــی روی قلــــــــــبم پا بزاری

تا که تو قمـــــــار عشقت کـــــم نیــــــــــــاری

من که باختم بی خیـــــــــــالم همیشـــــــــــه

داره قلبم می ســــــــــــــــــــــوزه مثل آتیشه

تو برو سفر سلامت كه پیش ما نیــــــــای دوباره

پیش این عاشق خسته كه از همه عشقا بیزاره

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 آذر1384ساعت 1:17 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

دارم می میرم

خيلي دلم تنگه . نميدونم چي كار كنم؟ دارم مي ميرم چرا هيچي به من توجه نمي كنه.

ديشب الهه رو ديم اگه بدونين با من چيكار كرد مي شينين زارزار گريه مي كنين.

از دوري الهه به خدا دارم مي ميرم.تورو خدا هر كي مي تونه به من كمك كنه.

نمي دونم امروز براي چي اينقدرواسه من روز بدي بود ؟ از صبح همش دارم گريه مي كنم.

فكر مي كنم آخرين روزهاي زندگيمو دارم سپري مي كنم.

اينگار دارم كور مي شم هيجارو نمي بينم.دارم ميميرم اي خدا به دادم برس.

اي الهه به دادم برس من فقط به خاطر تو اينجوري شدم چي مي شد من تو رو نمي ديدم

.ديگه خيلي الان حالم بده ديگه نمي تونم چيزي بنويسم.تا بعد حق نگهدارتون

+ نوشته شده در  یکشنبه 20 آذر1384ساعت 8:55 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

كجايي؟

الهه من كجايي.اين موقع شب هنوز خوابم نبرده و دارم به تو فكر ميكنم.شايد الان تو خواب باشي ولي من به عشق تو بيدارم.دارم با ستاره ها حرف ميزنم.دارم از خدا نشونيتو ميگيرم.دارم با همه اسمون حرف ميزنم.اما نميدونم چرا كسي جوابمو نميده.باورت ميشه هر روز يه مدتي اسمتو تكرار ميكنم و ميگم:الهه الهه الهه الهه الهه و.... بعدشم ميزنم زير گريه و هاي هاي گريه ميكنم.چرا اخه هيچ كسي نميخواد منو درك كنه.
+ نوشته شده در  جمعه 18 آذر1384ساعت 1:25 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

ولت نمی کنم الهه

همه ميگن ولت كنم و روت خط بكشم.همه ميگن كه فكرتو از سرم بدر كنم و تو رو براي هميشه از ذهنم پاك كنم.همه ميگن الهه اون كسي نيست كه تو ميخواي... اما اگه به حرف اونا بود من تا اينجا پيش نميومدم. ميخوام به همه ثابت كنم كه تو فقط و فقط واسه خودمي و بس. هيچكسي نميتونه جاي تو رو تو قلبم بگيره .هيچ كسي نميتونه ياد تو رو از بين ببره. من هميشه بيادت بودم و هستم .نميدوني الهه... يه دل سير حرف و گريه تو دلم تلنبار شده و اغوش پر مهرتو طلب ميكنه.كاشكي ميشد واسه چند دقيقه...فقط واسه چند دقيقه دستهامو تو دستهات جا ميدادم. ولي افسوس كه....... نميشه.
+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 آذر1384ساعت 8:32 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

تنها به تو...

 

اگه روزی احساس کردی می خوای گريه کنی منو صدا کن بهت قول نمی دم که تو را بخندونم اما

می تونم باهات گريه کنم اگه روزی خستگی تو را وادار به گريز کرد نترس منو صدا کن قول نمی دم

 ازت بخوام که اين کارو نکنی اما می تونم با تو راهی بشم اگه روزی حوصله گوش کردن به کسی را

نداشتی منو صدا کن قول ميدم که خيلی ساکت باشم اما اگه يه روزی با من تماس گرفتی و جوابی

نيومد زود بيا که منو ببينی شايد به تو احتياج داشته باشم تنها به تو!!

الهه دوست دارم

+ نوشته شده در  سه شنبه 15 آذر1384ساعت 1:56 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

اینم یک رقص برره ای همراه با شعر خودم...

تو...در مـــــــــــــن می تپـــــــــــــــــــــی

ومــــــــــن آغاز مــــــــــی شـــــــــــــوم

بــــــــــــــا مــــــــــن راه مـــــــــــی روی

و برگهـــــــای زرد از من فرو مـــــــی ریزد

در مــــــــــن قـــــــــــــدم می زنـــــــــی

و هــــــزار جوانـــــــــه از من می رویـــــد

بـــــــا من سخـــــــــــن می گویــــــــــی

و حرفهای تو الهه فقط شعر می شود     

 

بابا برای شعر نمی خواد نظر بدین فقط برای رقص برره ای نظر بدین

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 8:28 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

برای تو الهه جونم...

 

 

در خیـــــال خود دنبال تو می گــــــردم

با نسیم بالهای پروازم را می گشایـــــم

افســـوس که طــــــوفـــان اســـــــــت

خواســــــتم در آســــــمان تو باشـــــم

خواستم نگاه توفقط درنگاه من باشـــــد

اماافسوس امروزهم غروب می شـــــود

دلـــــــــم می خـــــــــــواهد برگـــــردم

دوســـــــــت دارم از صبح شروع کـــــنم

نسیم رادوباره به مهمانی پروازدعوت کنم

دوســــــت دارم در آسمان تو پر بگشویم

دلم به غروب چشمــــان تو رضا نمی دهد

ای آفتـــــاب مهربانی بر من بتــــــــــــاب

بر من بتـــــــــاب که پریشـــــــــــــــــانم

بر تاریکــــی قلبم روشنایی ات را بیفشان

ای آفتــــــــــــــــاب کجــــــــــــایــــــی؟

که من ازاین شــــــــب تیره بیمــــــــناکم

کجایی که گرفتارسنگینی سکوت شده ام

مرا رها نکـــن ای روشنایی شب های من

 

بچه ها چیطور بود؟

اینم خودم گفته بودم

+ نوشته شده در  پنجشنبه 10 آذر1384ساعت 1:4 بعد از ظهر  توسط نیما  | 

معرفی الهه...

سلام به همه بچه ها

همه تو نظراتشون ازم سوال کردن که این الهه کیه؟

منم می خوام بگم که کسیه که من دوستش دارم اما نمیدونم برای چی به من محل نمیده

الهه کسیه که به نظر من دوستداشتنی فرد روی زمینه و من نمی تونم اونو توصیف کنم

هر کس هم بیشتر از این می خواست بدونه به من pm بده تا من براش توضیح بدم کیه

                                     ID:tanhatar_az_tanha2121@YAHOO.COM

(البته هستی خانم از این قضیه خبر دارن)

قربون همتون برم با این نظراتون

حق نگهدارتون

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 آذر1384ساعت 10:12 قبل از ظهر  توسط نیما  | 

گفته شده از...

عشق اگر با تو بیاید به پرستاری من

 شب هجران نکند قصد دل آزاری من

 روزگاری که جنون رونق بازارم بود

 تو نبودی که بیایی به خریداری من

 برگ پاییزیم و خسته دل از باد خزان

باغبان نیز نیامد پی دلداری من

باغبان نیز نیامد پی دلداری من

 

                                این از گفته های( هستی خانم) بود

+ نوشته شده در  سه شنبه 8 آذر1384ساعت 2:59 بعد از ظهر  توسط نیما  |